سوده حیدری‌نسب و فوت و فن‌های جذب سرمایه
نویسنده: مدیر سایت
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۹
زمان مطالعه: -

در انتهای فروردین ماه سال ۹۹ بعد از برگزاری رویداد نهال که داوری آن رویداد دو هفته بعد صورت گرفت،تصمیم گرفتیم با یکی از داوران این رویداد،خانم سوده حیدری نسب (بنیان گذار شرکت مشاوره رایان توسعه پایا)،گفتگویی داشته باشیم.

این گفتگو به صورت لایو و در فضای اینستاگرام شکل گرفت و شامل دو بخش است؛در بخش اول به آشنایی بیشتر با خانوم حیدری نسب و سابقه حرفه‌ای ایشان پرداختیم و در بخش دیگر باتوجه به داوری ایشان در رویداد نهال نکاتی درباره جلسه داوری،جذب سرمایه و ارزش گذاری مطرح کردیم.

اگه علاقه مند به این گفتگو هستید متن زیر را تا انتها دنبال کنید.

درابتدا از ایشان در این باره سوال کردیم که قبل از تاسیس این شرکت مشغول چه کاری بودند ؟

رشته تخصصی و تحصیلات دانشگاهی من برق و الکترونیک بود و قبل از تاسیس این شرکت در حوزه هایی مرتبط با تحصیلاتم فعالیت داشتم؛مدیر عامل یکی از شرکت‌های بزرگ برق و الکترونیک کشور بودم و این شرکت جزء یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دانش بنیانه و این موضوع سبب ورود بنده به حوزه‌ی دانش بنیان شد.کار در این شرکت باعث آشنایی با گروه‌هایی شد که سعی در خلق یک ارزش بر اساس دانش فنی جدید که بعضا در کشور ما انجام نشده بود داشتن.

کار تو این شرکت ها و کسب تجربه در خرید و فروش کالاهای صنعتی و همکاری با شرکت های کوچک و بزرگ دانش بنیان و تجربه نگرانی ها و سختی های اون در تاسیس رایان بسیار کمک کننده بود.

جرقه تاسیس رایان از وقتی تو ذهن من ایجاد شد که بعد از جدا شدن از این شرکت با بزرگانی مثل مرحوم دکتر زین الدین گفتگو‌ داشتم و دکتر فرمودن که در حوزه فروش محصولات دانش بنیان تعداد جوان هایی که توانایی مشاوره و یا آموزش به هم سن و سال های  خودشون برای ارائه محصولات جدید رو داشته باشن،کمه. این حرف دلیل شروع کار من به عنوان یک مشاور شخصی و اوایل به عنوان یک سرگرمی شد.به گروه های کوچکی که محصولی برای ارائه داشتند مشاوره میدادم،به مرور زمان تعداد گروه ها بیشتر شد و دوستان دیگه ای هم به من اضافه شدند و شرکت رایان به عنوان یک شرکت مشاوره ای ثبت شد.

از ایشان درباره نحوه فعالیت و کارشان در رایان پرسیدم،فرمودند:

فعالیت تو این حوزه چند بخش و ‌مرحله داره.یکی از اونها پیدا کردن محصول خوب دانش بنیانه و موضوع مهم برای بقای اون، فروش محصول و ارائه کردن اون محصوله که چالش بزرگی هم محسوب میشه.

من به علت تجربه داشتن تو شرکت های قبلی و مشارکت در یک سری پروژه های ملی و تجربه پستی و بلندی این راه ها فکر کردم شاید بتونم کمکی برای جوان هایی باشم که ایده خوب دارن و سردرگمن.این بود که باعث شد هسته اولیه رایان بر پایه مشاوره شکل بگیره و بعد از اون باتوجه به نیاز گروه ها به جذب سرمایه گذار و مشکلاتی که در این زمینه وجود داشت،ارزش گذاری استارتاپ ها و شرکت ها را به حوزه کاری‍مون اضافه کردیم و وارد حوزه ارزش گذاری هم شدیم که در حال حاضر هم یکی از ارزش گذارهای مورد تایید معاونت علمی هستیم.

کارمون را با یک تیم ۳ نفره شروع کردیم و ‌شرکت رو ثبت کردیم ولی در حال حاضر یک گروه ۲۹ نفره هستیم.خلق شرکت هم مثل هر چیز دیگه ای مشکلات و سختی های خودش رو داشت اما باید این رو بدونید که این مشکلات عجیب و غریب نیستن!اگر مشکلی سر راهتون قرار گرفت فکر نکنید خیلی بزرگ و غیرقابل حله و نباید اون مشکل باعث بروز عکس العمل های حساب نشده بشه.چون این عکس العمل ها باعث آسیب رسوندن به حرفه تون میشه.فقط باید خودت و کارت رو باور داشته باشی چون عشق به اون راه رو برات آسون می کنه.

من با سابقه ۵ ساله در تاسیس این شرکت به دوستانی که در این مسیر وارد شدن میگم باید شور و شوق اولیه‌شون رو ‌تا آخر مسیر حفظ کنن و همیشه انگیزه ای برای ادامه راه برای خودشون ایجاد کنن.مثلا چیزی که به من برای ادامه راه انگیزه میده اینه که می تونم دانش و تجربه ای که خودم بدست آوردم رو در اختیار بقیه هم بذارم و به بقیه جوان ها هم کمک کنم.

در شرایط حال حاضر و با وجود کرونا وضعیت فرق کرده و خیلی از بیزینس ها حتی بیزینس های سنتی الان دچار مشکل شدن و گروه های زیادی الان نگرانن و برای حفظ سرمایه‌ شون از ما مشاوره می گیرن. سعی میکنیم برای بقای گروه های مختلف برنامه های کوتاه مدت بنویسیم.

الان بهترین فرصت برای ارزش گذاری و جذب سرمایه گذار برای پروژه هاست چون خیلی از شرکت هایی که روی کاغذ ثبت شدن هزینه هاشون مثل مالیات،حقوق و… همچنان برقراره و تو این شرایط که درآمدشان پایین آمده باید منبعی برای تامین هزینه هاشون پیدا کنن.

تجدید خاطره کردیم و از خانم حیدری نسب خواستیم که یک خاطره خنده دار و یک خاطره تاثیرگذار از داوری هایشان تعریف کنند.

خاطره جالب:

قبل شروع جلسه با سرمایه گذارها به بچه هایی که کم‌تجربه و تازه‌کار هستن سفارش می‌کنم که حرف نابه‌جایی نزنن و شوخی بی مورد نکنن! تو یکی از جلسات یکی از دوستان به سفارش من توجهی نکرد و جوکی درباره دوستان شیرازی گفت. از شانس مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذار هم شیرازی بود. دیگه جلسه به کل به هم ریخت و ما اون سرمایه گذار رو از دست دادیم.

خاطره تاثیرگذار:

زمانی که داور ایونت تامین اجتماعی بودم، جوانی تنها و بدون تیم برای ارائه استارتاپش شرکت کرده بود. ارائه‌ش چندان خوب نبود و نقاط مثبت کارش پررنگ نشده بود. در انتهای کار تصویر دست‌های زمخت، زخمی و کارکرده‌ای رو نشون داد که برای من سوال پیش اومد که معنی کارش چیه! ازش پرسیدم، دستای خودش رو نشون داد و گفت این تصویر دست‌های منه، در معدن کار می‌کنم و حقوقی که از اونجا می‌گیرم رو به برنامه نویسی میدم که استارتاپم رو ‌پیش ببره.

منم بعد از جلسه رفتم و چند نکته برای بهتر شدن کارش بهش گفتم و از اون روز این همیشه در ذهنم هست که اگر راه و مسیرت رو باور داشته باشی حتما انسان هایی در این مسیر کمکت میکنن و تو میتونی موفق بشی.

این قضیه به خوبی تفاوت بین بنیان گذاری که نشسته تا بقیه فکر و ایده‌اش رو باور کنن با بنیان گذاری که سعی میکنه هرجور که شده ایده‌اش رو عملی کنه به خوبی نشون میده.

در ادامه از ایشان خواستیم تا نکاتی درباره جذب سرمایه گذار برایمان بگویند:

۱)آماده بودن و داشتن اطلاعات کافی از هر شرکت و استارتاپ؛بچه ها چون فک میکنن خودشون تو اون کار بهترینن به حجم بازار و رقبا توجه زیادی نمی کنن درصورتی که باید اطلاعاتشون در این زمینه کامل باشه چون سرمایه گذاری که مقدار زیادی پول داره میخواد رو پروژه ای سرمایه گذاری کنه که بهتر از همه باشه پس همه این اطلاعاتو داره و ممکنه تو‌ جلسات برای سنجش آمادگی شما سوالاتی از شما پرسیده شه،شما باید بتونین به اون سوال ها جواب درست بدین.

۲) باید پیگیر جلسه باشن و عیب و ایراداتشونو دربیارن و رفعش کنن.حتی اگه جلسه شون با خوبی و خوشی و بدون انتقاد تموم شد نباید فکر کنن کارشون کاملا بی عیب و نقصه باید دنبال بهتر کردن استارتاپ یا ایده شون باشن.

خیلی از گروه هایی که برای مشاوره پیش ما میان یا برای جذب سرمایه گذار میرن کامل ایده شونو توضیح نمیدن و نمیگن!میترسن که ایده شونو ‌بدزدیم ولی باید فکر کنن اگه قرار باشه ایده ای رو بدزدیم دیگه مشاوره نمیدیم؛چندتا از این ایده ها رو برمیداریم و روشون کار میکنیم.حق دارن بترسن و برای احتیاط و رعایت امنیت کارشون سیستم های امنیتی داشته باشن ولی اینم درنظر بگیرن که با گفتن ایده شون تو جای درست و مناسب فیدبک خوبی خواهند گرفت.

ولی من خودم به شخصه بیشتر از این میترسم که ایده ای تو ذهنم باشه ولی نگفته باشمش و بمیرم! اینجوری نه اجراش کردم و نه براش تلاش کردم .

این ثابت شده س که همزمان که فکر و ایده ای به ذهن شما میرسه حداقل ۶ نفر دیگه تو این جهان دارن بهش فکر میکنن!اگه شما اونو نمی بینین یعنی هنوز اون انسان ها اون ایده رو اجرا نکردن پس باید انقدر فکر و ایده تونو ‌تقویت کنید که ایده نهاییتون از همه اونا بهتر باشه و واقعا حرفی برای گفتن داشته باشین.خیلی از ایده ها انقدر خوبن که میتونن ثبت اختراع بگیرن پس با ترس الکی خودتونو عقب نندازین!از هرچیزی به اندازه خودش بترسین و هرروز برای بهتر شدن تلاش کنید .

سوال بعدی ما این بود که تیم ها چطور می تونن سرمایه گذار یا شتاب دهنده ای که برایشان بهتر است انتخاب کنند و به چه موضوعاتی باید توجه کنند؟

در کشور شتاب دهنده و سرمایه گذارهای زیادی داریم و گروه های زیادی هستن که اعلام آمادگی برای جذب سرمایه کردن.بهترین راه برای کسانی که ایده دارند اینه که بدونن به کجا میخوان برسن و منابعی که دراختیار دارن رو شناسایی کنند.

تیم ها باید هزینه های واقعیشون رو بدونن و دارایی های خودشونو ‌کامل بشناسن.تو این موارد باید هوشمندانه عمل کنند ایده هرکس میتونه داراییش باشه.مثلا یک برنامه نویس نباید حتما براش حقوقی تعیین کنیم میتونیم اون فرد رو در سهام شریک کنیم و با این کار به اون فرد انگیزه میدیم که در ایده ما سهیم شه.

بعضی مواقع ممکنه دارایی ما خیلی کم باشه پس باید رو ایده هامون به عنوان سرمایه حساب کنیم.

نسبت به داراییمون واقع بین باشیم و بدونیم مرحله ی بعد برای رشدمون چیه و به چه چیزی نیاز داریم تا بتونیم سرمایه گذار مناسب رو پیدا کنیم.

دونستن این قضیه که به چه چیزی نیاز داریم و از کجا به کجا میخوایم برسیم خیلی مهمه پس باید با شناختن سرمایه و دارایی هامون،هدف و راهی که در پیش داریم ببینیم بهترین سرمایه گذار چه نوع سرمایه گذاریه!سرمایه گذاری که فقط مقدار زیادی پول نقد دراختیارمون بذاره یا سرمایه گذاری که علاوه بر پول نقد شبکه و‌خدمات هم در اختیارمون بذاره.

پول زیاد بده پول کم‌ هم بده ، میزان سرمایه ای که قراره جذب شه مهمه و باید واقع بینانه باشه.

یک سری استارتاپ ها که با ما قرارداد ارزش گذاری داشتن می اومدن و ما شروع میکردیم به تخمین هزینه برای اونا و اکثر این استارتاپ ها تا به حال درفضاهایی بودن( خونه بابا و…) که یک سری هزینه ها مثل اجاره قبض آب و برق دغدغشون نبود و اونو در نظر نمی گرفتن و یا مثلا حقوق کارمندها رو تا ۵ سال آینده ثابت درنظر گرفته بودن!

درواقع عدم واقع بینی و ساده انگاری درمورد هزینه های اجرایی که برای گرفتن سهم بازار بیشتر احتیاج داره باعث می شه که استارتاپ ها محاسبات غلط بکنن و با همین محاسبات غلط پیش سرمایه گذار میرن و فک میکنن با این مقدار پول بازار رو به دست میگیرن و این اشتباه کشنده س! محاسبات غلط باعث از بین رفتن خیلی از استارتاپ ها شده.

برای محاسبات باید از ۲ یا۳ نفری که حسابداری بلد باشن یا تجربه داشته باشن کمک بگیریم.

حالا بعد از تمامی محسابات به یک عددی میرسیم مثلا ۱ میلیارد؛هیچ کس نمیگه این یک میلیارد رو یک جا و برای یک روز نیاز دارید پس با گفتن یک عدد بزرگ سرمایه گذار رو نترسونید و خودتونم نترسید که اگه نشه چی!

باید فکر کنید برای چه مدت چه اندازه پول نیاز دارید!شاید ۱۰۰ میلیون اولیه بتونه شما رو تا ۶ ماه جلو ببره و بعد از ۶ ماه به ۹۰۰ میلیون مانده اونم در زمان های مختلف نیاز دارید.پس باید با شناخت درست از هزینه ها سراغ سرمایه گذار درست برید.

و به عنوان آخرین مطلب از ایشون خواستیم توصیه ای برای بهتر پیش بردن کارها و بالا بردن درصد موفقیت به ما بگن:

به نظر من یک همراه خوب درکارها،کسی که مثل شما نسبت به کار عشق و باور داره خیلی نقطه مثبت و پیش برنده ایه.به تنهایی کار یک ایده رو پیش بردن کار خیلی سختی ست ولی با داشتن یک تیم خوب خیلی کمک کننده ست.من خودم معتقدم اگه بهترین ایده جهان دست یک تیم بد باشه به احتمال زیاد شکست میخوره ولی اگه یک ایده معمولی دست تیمی خوب باشه به جاهایی میرسه که تصورشم نمی کنید.

بنابراین یک هسته اولیه با عشق تشکیل بدین.همکاری و همپوشانی خوب مهمه،تعهد اخلاقی و کاری بسیار مهمه.اینطور نشه که یک بنیان گذار وسط کار بره و باعث چالش و از بین رفتن انرژی تیم بشه.تیم خوب حتی روی سرمایه گذار هم اثر میگذاره و باعث جلب رضایت و توجه مردم می شه.

پیدا کردن تیم خوب و یکدل ممکنه سخت باشه ولی غیر ممکن نیست!پس تلاش کنید تا تیمی یکرنگ و باانگیزه تشکیل بدین.

Like
3
0